![]() |
![]() |
|
| فروشگاه چشم انداز |
|
سلام
سلام به همه دوستاني كه يه چند وقتي بود ازشون دور بودم. شايد اين حس دلتنگي تو همه شما بوجود اومده باشه ولي واسه من ۱ سالي بود كه مثل يه خوره افتاد به جونم و منو ول نمي كني و نا ملايماتي كه از بهترين دوستام شنديدم و ديدم خيلي منو خسته كرده و از زندگي بيزارم ميكنه، هر چي سنم بالاتر مي ره حسرت روزاي بچگي خودمو مي خورم و آرزو مي كردم هيچ وقت بزرگ نمي شدم تا اين همه نامردي و دروغ رو تو زندگيم تجربه نمي كردم، نمي دونم زندگي رو با چي اندازه مي گيرن كه مي گن فلاني زندگيش خوبه فلاني بده، هيچ چيز رو نمي شه از ظاهرش قضاوت كرد، هر چي به سنمون اضافه ميشه و به مرگ يك قدم نزديك تر ميشيم حرسمون واسه زنده بودن بيشتر مي شه و كاري به دورو اطرافيانمون نداريم كه ممكنه ناراحتشون كنيم، نميدونم اگه من اين كارو نداشتم وضعيتم چي ميشد و آيندم به كجا ختم مي شد ولي اينو مي دونم كه خدا خيلي هموامو داره و يه لحظه هم چشمشو از من بر نمي داره، من تو اين ۵ سالي كه دفتر و فروشگاه كار ميكنم خيلي نامردي ، دورغ ، ريا و فريبكاري و دورويي و... ديدم كه شايد بعضي ها تون فكرش هم به ذهنتون خطور نكنه كه آيا همچين كسي هم تو اين جامعه وجود داره يا اون كسي كه باهاش خيلي صميمي صحبت ميكردي همچنين كسي باشه؟!!!!!!!! نمي دونم اينا رو واسه چي نوشتم و چرا ، ولي اينو مي دونم كه اينا ۳۰ درصد از حرفهايي بود كه رو دلم سنگيني ميكرد، الانم كه دوباره دارم تو وبلاگم مي نويسم واسه يه نفره يه دوست يه خواهر يا هر چيزي كه هر كسي مي تونه روش اسم بذاره ولي واسه من يه سكوي پرتابي بود كه بتونم خودم رو از جام بلند كنم و ديگه به گذشته ها فكر نكنم. تنهايي خيلي سخته ولي اينكه نخواي از اين تنهاييت بيرون بياي خيلي سختره و آدمو به بن بست مي رسونه. گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بستار طولانی،و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست. اينا همه رو نوشتم واسه اينكه ازش تشكر كنم و بهش بگم، با صداي بلند، بين همه دوستام كه دوسش دارم. واسه عزيزم كه تازه وارده |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 11:30 توسط عمادی |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 10:57 توسط عمادی |
|
|
چقدر ما فقير هستيم پدر ؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:25 توسط عمادی |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8:21 توسط عمادی |
|
![]() پیش نوشت: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:27 توسط عمادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ در مورد تلفن همراه و و موضوعاتی مرتبط فعالیت خواهد کرد.( مسائلی دیگر)
|
| پیوندهای روزانه |
|
برای چک کردن سریال گوشی سایت شرکت پست جمهوری اسلامی ایران سایت شرکت مخابرات جمهوری اسلامی ایران کنترل و ثبت سریال گوشی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 مرداد 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني ... (آبجي بهاره) ساري تل (داش آرمين) انجمن (داش اميد) آشنایی با یک معلول قطع نخایی محمد و رويا خواهر كوچك من (يه همراه خوب) |
|
RSS
|